ذهنم خالیه. مثل دستام. مثل خودم. خالی‌ام. و نمی‌دونم دارم تلاش می‌کنم که چی رو از دست ندم. چیزی برای از دست دادن ندارم. برای این که چیزی برای از دست دادن داشته باشم می‌جنگم. و خیلی دیر فهمیدیم که در جنگ‌ها همیشه بازنده‌ایم. شاید هنوز نفهمیدیم. به هر ریسمانی، هر ریسمانی برای زنده موندن چنگ زدیم و حالا که زنده موندی، به این فکر کن که این زنده موندن ارزشی هم داره؟ نمی‌دونم. زنده موندن کافی نیست و این رو ناخواسته مثل چاقو وارد تن من کردن.

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها


میلاد فاتحی Chad ایرانیان زرتشتی سرطان دانلود حضرتِ خودمِ تنها ... با صدای بلند به دردات بخند... سرزمين من عایق رطوبتی کالای ارزان هتل هاي اصفهان